• پورتال انگلیسی شهرداری تهران
  • اطلاعات تماس شهرداری تهران
  • جستجو در پورتال شهرداری تهران
پنجشنبه 5 خرداد 1401

تهران چطور شهر شد؟

تهران چطور شهر شد؟
شهر مکان اصلی بالیدن فرهنگ‌ها و شکل‌گیری تمدن‌هاست؛ بستری برای اجتماع انسان‌ها و مشارکت آنها در تحقق زندگی بهتر؛ آنجا که قابلیت‌های فردی در نسبت با دیگران و در کلیت جامعه فرصت شکوفایی می‌یابد و آرمان‌های جمعی شکل می‌گیرد. شهر در سرزمین ایران سابقه‌ای طولانی و مصادیقی پرآوازه دارد. فرهنگ و تمدن ایران در بستر این شهرها بالیده و به ما رسیده است. تهران، پایتخت امروز ایران، در امتداد این سنت دیرپا شکل گرفته و خود سرگذشتی پرفراز و نشیب دارد.      
تهران دهی در منطقۀ ری بود و پس از افول شهر ری در پی حملۀ مغول، اهمیت و رونق یافت. اول‌بار، در دورۀ صفویه و به دستور شاه‌طهماسب بارویی دور تهران کشیدند. این بارو ۱۱۴ برج (به تعداد سوره‌های قرآن کریم) و چهار دروازه داشت: دروازه‌های شمیران، دولاب، شاه‌عبدالعظیم، و قزوین که شهر را به‌ترتیب به چهار سوی شمال و شرق و جنوب و غرب آن می‌پیوست. تهران در این دوره مقر موقت شاهان صفوی شد و شهر به اعتبار آنها شکوفا شد. شاه‌عباس در آن باغ و چنارستانی بنا کرد، شاه‌سلیمان کاخی برای خود ساخت، و شاه‌سلطان‌حسین در همین کاخ میزبان سفیر عثمانی شد. حملۀ افغان‌ها و سقوط صفویه و جنگ‌های دورۀ افشاریه دورۀ پرآشوبی را در پی داشت؛ آبادانی تهران، پس از این دوره، در آرامش نسبی دورۀ زندیه ادامه یافت. کریم‌خان بر عمارت‌های سلطنتی افزود، برج و باروی شهر را تعمیر کرد و به آبادی آن پرداخت، و تهران چنان در نظرش محبوب شد که قصد داشت آن را به پایتختی خود برگزیند. اما این آقامحمد خانِ قاجار بود که بعد از شکست زندیه و بنیاد قاجاریه، تهران را برای نخستین‌بار به پایتختی برگزید.
در آغاز قرن سیزدهم قمری، آقامحمد خان در تهران تاجگذاری کرد و آن را پایتخت ایران و «دارالخلافه» نامید، آنچه نقش و موقعیت بی‌سابقه‌ای به تهران بخشید و آغاز فصل تازه‌ای در حیات آن شد. به رغم فزونی جمعیت و برپایی بناهای تازه، تهران تا زمان ناصرالدین‌شاه، چهارمین شاه قاجار، گسترش نیافت و همچنان به همان باروی طهماسبی محدود بود. شهرِ محاط در حصار طهماسبی متشکل از پنج محلۀ اصلی بود: ارگ، عودلاجان، چاله‌میدان، سنگلج، و بازار. راستۀ اصلی بازارِ شهر، با چارسوق‌ها و سراها و میدان‌ها و دیگر بناهای عمومی‌اش، دستگاهی مفصل در میانۀ محلۀ بازار و جزء اصلی ساختار شهر بود؛ از دروازۀ شاه‌عبدالعظیم آغاز می‌شد و به سبزه‌میدان در جوار ارگ سلطنتی می‌رسید. علاوه بر نخستین دروازه‌های حصار، دو دروازۀ دولت و محمدیه نیز بنا شده بود؛ یکی در شمال ارگ سلطنتی و دیگری در جنوب‌غربی شهر.  
دورۀ طولانی ناصری، که با آرامش نسبی همراه بود، فرصتی برای تحولات مهمی شد که چهرۀ تازه‌ای به شهر بخشید و نظم نویی را پی افکند. در دهۀ دوم حکومت ناصری، حصار کهن طهماسبی تخریب شد، شهر به حدود چهار برابر گسترش یافت، و بارویی منتظم پیرامون شهر تازه را در بر گرفت. با گسترش شهر، محلۀ تازۀ دولت در شمال حصار طهماسبی شکل گرفت و ارگ جزیی از آن شد؛ به هر چهار محلۀ قدیمیِ دیگر نیز «توابعی» افزوده شد؛ ولی آنچه به کلی سیمای شهر تازه را تغییر داد شبکۀ تازۀ خیابان‌های راست و فراخ و درازی بود که پیرامون بافت کهن را در می‌نوردید و برای نخستین بار تردد پیوستۀ مرکب‌های چهارچرخ را در شهر میسر می‌کرد؛ آنچه در شبکۀ معابر پرپیچ‌وخم و تنگ و کوتاه بافتِ کهن ناممکن بود. میدان توپخانۀ جدیدِ پایتخت، مقارن با تخریب حصار، در منتهی‌الیه شمالی شهر کهن بر پا شد؛ نخستین و مهم‌ترین خیابان‌های شهر ــ شش خیابان لاله‌زار، علاءالدوله، مریضخانه، باب‌همایون، ناصریه، و چراغ‌گاز ــ از میدان توپخانه انشعاب یافت و با پیوستن به دیگر خیابان‌ها، شبکۀ تازۀ تردد را در شهرِ تازه محقق کرد. صورت تازۀ تردد فقط به اعیان و کالسکه‌های اعیانی منحصر نماند و مرکب‌های عمومی، شامل کالسکه‌های عمومی و تراموا، همۀ مردم را در نظام تازه سهیم کرد.
نظمِ نوینِ تهران در زمرۀ تحولات مهمی است که متأثر از تحولات جهانی و جریان فراگیرِ «تجدد»، در ساختار شهر و جامعۀ دورۀ قاجاریه به وقوع می‌پیوست و صورت و ساختار کهن را نو می‌کرد. شکل‌گیری نهادهای تازه و تجسم آنها در کالبد شهر نشانۀ گویای دیگری برای این تحولات است: نهادهای بانک، تلگرافخانه، پستخانه، نظمیه، و بلدیه به تدریج در پیرامون میدان توپخانه، مرکز تازۀ پایتخت، مستقر شد و حلقه‌ای از نهادهای مدنیِ تازه را در ساختار شهر جلوه بخشید. انقلاب مشروطه، از بارزترین نشانه‌های تحولات این دوره، در دورۀ مظفرالدین‌شاه به پیروزی رسید و نهاد نوظهور دیگری را تحقق بخشید: مجلس شورای ملی. میدان بهارستان در پیشگاه این نهاد تازه شکل گرفت و مجالی برای عرضۀ آن به زندگی شهر فراهم آورد.
به این ترتیب، تهران متأثر از تحولات پرشتاب و بی‌سابقه تحول می‌یافت و خود بستری برای تغییر فراهم می‌کرد و الگویی برای آن می‌شد. به تعبیری، تهران مهم‌ترین تحولات جامعه را در کالبدش تجسم می‌بخشید و در زندگی‌اش محقق می‌کرد. از این برهه، تحولِ مدام بارزترین ویژگی پایتخت شد؛ ولی کیفیت و زبان این تحول نیز متغیر بود و در برهه‌های مختلف رنگ متفاوتی به تهران زد. شبکۀ نوظهور خیابان‌های ناصری که در پیرامون شهرِ کهن شکل گرفته بود و به حصار تازۀ شهر محدود بود، در دورۀ پهلوی به درون بافت نفوذ کرد و محدودۀ محصور شهر را در نوردید، و بی آنکه محدودۀ تازه‌ای را تعریف و تثبیت کند به پیرامون شهر گسترده شد؛ گسترشی که راه بر توسعۀ مهارناپذیر تهران گشود و زمینه را برای شکل‌گیری تهرانِ بی‌شکلِ امروز فراهم کرد. رواج خودروها و گسترش خیابان‌ها، در نسبت متقابل با یکدیگر، حرکت سواره را در شهر تفوق بخشید و معابری تازه، چون بلوار و بزرگراه، به تبع این خواست و اقتضای تازه شکل گرفت. اگر ساختار تهرانِ کهن با راستۀ مفصل بازار و هویت پررنگ محله‌ها معنا می‌یافت، ساختار تهرانِ نو با خیابان‌ها و بلوارها و بزرگراه‌هایش تعریف می‌شود و «تهرانِ بزرگ» به وسعت و جمعیتش شهره است.
پویایی و رونق شهرها نه به عظمتِ برج و بارو‌یشان بوده است، نه به شکوه و جبروت ارگ حکومتی‌شان، و نه به وسعت و محیطشان؛ شهریت شهر در گرو توانمندی و شکوفایی و همت اهالی‌ آن است؛ آنچه زندگی را در کالبد شهر جاری می‌سازد، فضاهایش را معنا می‌بخشد، و نام و نشانش را معتبر می‌کند.
 

برای پیگیری اطلاعات مندرج در این متن، نک: ابوالحسن غفاری کاشانی، گلشن مراد؛ حسین محبوبی اردکانی، تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران؛ جرج ناتانیل کرزن، ایران و قضیۀ ایران؛ محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه، مراةالبلدان؛ و نقشه‌های تاریخی و معاصر تهران.